تبليغاتX
وطن

وطن

عاقبت خاک و گل کوزه گران خواهی شد

فاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال

                                                                                                                                            
فال نامه
برای دیدن فال خود کافیست اول در دل نیت کنید و سپس بر روی یکی از دایره ها کلیلک کنید حتی اگر از اینترنت قطع شدید یک بار امتحان کنید بسیار زیباست












 
                                                                                                              












                                                                                                                                          












+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 19:35  توسط مرتضی هاشمی  | 

  فال

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 20:8  توسط مرتضی هاشمی  | 

 

وقتی دل تنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره.

وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی روکه به صدات محتاجه.

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته.

وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه.

وقتی جایی نشستی که کنارت خالی بود به یاد بیار کسی رو که توی آغوشت جا میگرفت.

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد.

وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو می لرزوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 9:45  توسط مرتضی هاشمی  | 

اونی که من می خوام ....

اوني كه مي خوام من

نه ستارست نه فرشته

اخه من ديگه مي دونم

دوره اين حرفا گذشته

مثل شيرين و نمي خوام

كه دروغ باشه تو كارش

عشق فرهاد و ببينه

ولي خسرو بشه يارش

مثل ليلا رو نمي خوام

واسه مجنون ناز بياره

بشكنه چينيش و اما

اخرش تنهاش بزاره

عشق و رو هوس نمي خوام

كه فقط يه لحظه باشه

از پي عشق زليخا

پشت يوسف پاره باشه

نمي خوام از پشت ابرا

يه فرشته باشه يارم

كه اگه يه وقت بخوامش

نتونه بياد سراقم

مثل حوا رو نمي خوام

كه تو عشقش حيله باشه

كه ادم با خوردن سيب

از خدا شرمنده باشه

نمي خوام كه همدم من

توي عشقش كم بياره

من براش ديوونه باشم

اون بگه دوسم نداره

اوني كه مي خوام من

نه ستارست نه فرشته

يكي هست مثل خودم

ولي اون اخر عشقه

اونم تویی

b98b0@yahoo.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 9:39  توسط مرتضی هاشمی  | 

به جای دسته گلی که فردا بر مزارم خواهی گذاشت...

به جای دسته گلی که فردا بر مزارم خواهی گذاشت

                                             امروز با شاخه ای یادم کن...

    به جای قطره اشکی که فردا بر مزارم خواهی ریخت

                                             امروز با لبخندی شادم کن...

مرگ

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ...

نمی خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ...

 ولی بسيار مشتاقم ...

كه از خاك گلويم سوتكی سازد ...

گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش ...

تا كه پی در پی دم گرم خويش را بر گلويم سخت بفشارد ...

و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ...

تا بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را ...

( دكتر علی شریعتی )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 9:35  توسط مرتضی هاشمی  | 

خیال کردم ......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 9:33  توسط مرتضی هاشمی  | 

امشب............

امشب از آسمان دیده تو روی شعرم ستاره میبارد..

در سکوت سپید کاغذ ها ، پنجه هایم جرقه میکارد..

شعر دیوانه تب آلودم شرمگین از شیار خواهش ها..

پیکرش را دوباره میسوزد عطش جاودان آتش ها..

آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست؛

من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 17:59  توسط مرتضی هاشمی  | 

بودیم و ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 21:53  توسط مرتضی هاشمی  | 

دلم گرفته برایت



نه از قبيله ابرم، نه از تبار كويرم
كه بي بهانه بگريم، و بي ترانه بميرم

ستاره اي به درخشندگي ماه كه ديري است
به دست توده اي از ابرهاي تيره اسيرم

فرو نمي كشد اين آب ، آتش عطشم را
خوشا كه باز بيفتد به چشمه سار مسيرم

دلم گرفته برايت ولي اجازه ندارم
كه از نسيم و پرنده، سراغي از تو بگيرم

براستي كه برادر، مني كه مردم اين شهر
از اوج قله عزت، كشيده اند به زيرم

چگونه دست كسي را به دوستي بفشارم
.چگونه حرف كسي را به آشتي بپذيرم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 21:51  توسط مرتضی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 11:42  توسط مرتضی هاشمی  | 

از عشق....

از عشق تو گفتی عاشقت شدم من در خودم شکفتمو شقایقت شدم

از عشق تا گفتم:دل بردی تو از من پیغام دل را چرا نشنیدی تو از من

این دوست داشتن تو از عشق گفتن تو :والا همش حرفه

عاشق شدن تو رنگ پریدن تو:والا همش حرفه

عشق منی تو عمر منی تو نکنه که از من دل بکنی تو

به چشمای قشنگت می یاد دل شکنی تو

چه نزدیک در چه فاصله چه تفاوت

از فاصله من و دلم بیش نمی تواند بود

باور کنیم برای همیشه آنچه هستیم را

و هیچ چیزه دیگری مهم نیست

هیچ گاه خود را چنین نگشوده بودم

زندگی از آن ماست به روش خودمان آن را می گذرانیم

این واژه ها تمام که نمی گویمشان

و هیچ چیزه دیگری مهم نیست

به جست و جوی اعتمادم در تو می یابمش

هر روز برای ما چیزه تازه ای است

ذهنت را برای منظری دیگر بگشا

و هیچ چیزه دیگری مهم نیست

هرگز اهمیتی ندادم به کرده هاشان

هرگز اهمیتی ندادم به دانسته هاشان

اما می دانم

هرگز اهمیتی ندادم به گفته هاشان

هرگز اهمیتی ندادم به بازی هاشان

هرگز اهمیتی ندادم به کرده هاشان

هرگز اهمیتی ندادم به دانسته هاشان

و می دانم

چه نزدیک در چه فاصله چه تفاوت

از فاصله من و دلم بیش نمی تواد بود

باور کنیم برای همیشه آنچه هستیم را

و هیچ چیزه دیگری مهم نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 20:0  توسط مرتضی هاشمی  | 

نگاه کن چه فروتنانه برخاک مي گسترد
آنکه نهال نازک دستانش
از عشق خداست

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 22:29  توسط مرتضی هاشمی  | 

تقدیم به عاشقان گوگوش

   


 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 15:19  توسط مرتضی هاشمی  | 

گوگوش

 

 

"زندگی با آدماش برای من یه قصه بود

توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود
 

همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون

توی شب صدائی جز گریه ی بی صدا نبود
 

همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون

توی شب صدائی جز گریه ی بی صدا نبود
 

نمی خوام مثل همه گریه کنم

دیگه گریه دل و وا نمی کنه
 

 قصه های پشت این پنجره ها

غم و از دلم جدا نی کنه
 

قصه ی ماتم من هر چی که بود هرچی که هست

قصه ی ما تم قلب خسته ی یه آدمه
 

وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم

از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه
 

نمی خوام مثل همه گریه کنم

دیگه گریه دل و وا نمی کنه
 

قصه های پشت این پنجره ها

 

غمو از دلم جدا نمی کنه

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 15:13  توسط مرتضی هاشمی  | 

عاقبت عاشقی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 13:29  توسط مرتضی هاشمی  | 

 

 

ز شور عشق شوری بالاتر نباشد

          که عشق آنچنان که شنیدی نباشد

              معنی و مفهوم عشق عاشق بداند

                         تو که عاشق نبوده ای کارت نباشد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 21:29  توسط مرتضی هاشمی  | 

عشق را با ید..........

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 14:14  توسط مرتضی هاشمی  | 

از شبنم عشق خاك آدم گل شد** شوري برخاست فتنه اي حاصل شد

سر رشته عشق بر رگ روح زدن **يك قطره از آن چكيد و نامش دل شد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 14:6  توسط مرتضی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 21:15  توسط مرتضی هاشمی  | 

س... میدونم

میدانم تو هزاران مرتبه از اشک پاک تری...

دو عالم را

میدانم قلبت از مروارید هم سفیدتر است...

به یک بار

میدانم کیستی

از دل تنگ

روحم ...روحت را میشناسد...

باورت دارم و میدانم که میتوانم به تو ایمان بیاورم...

تا...

حدس میزنم تنهایی و بی همتا!

پاست میدارم و می ستایمت

تا...

قسم به پاکی دلت

به زلالی اشکهایت

جای...

به صداقت سخنت

تو باش!

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:47  توسط مرتضی هاشمی  | 

س...............

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:42  توسط مرتضی هاشمی  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:41  توسط مرتضی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:39  توسط مرتضی هاشمی  | 

آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند

 اگر نگاه انداختند عاشق نشوند

 اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند

 و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد

 با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد

 تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد

 و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي

 خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد

  همين و بس.......

آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد

 و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد

آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس

 و خوش گذارني و گذراندن

** لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد **

**و با عشق نيز از اين دنيا برويد**

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:2  توسط مرتضی هاشمی  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:54  توسط مرتضی هاشمی  | 

غروب همیشه س.....

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:53  توسط مرتضی هاشمی  | 

عشق یعنی..........

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:50  توسط مرتضی هاشمی  | 

نمی‌دانم

نمی‌دانم از دلتنگی عاشق‌ترم
یا از عاشقی
دلتنگ‌تر!
فقط می‌دانم
در آغوش منی
بی آنکه باشی
و رفته‌ای
بی آنکه نباشی.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:42  توسط مرتضی هاشمی  | 

تقدیم به همه

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:32  توسط مرتضی هاشمی  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:27  توسط مرتضی هاشمی  |